X
تبلیغات
گم شده در مه ... - عباس معروفی

گم شده در مه ...


می‌دانی؟

می‌دانی از وقتی دلبسته‌ات شده‌ام

همه جا

بوی پرتقال و بهشت می‌دهد؟


هرچه می‌کنم

چهار خط برای تو بنویسم

می‌بینم واژه‌ها

خاک بر سر شده‌اند


هرچه می‌کنم

چهار قدم بيايم

تا به دست‌هات برسم

زانوهام می‌خمد.


نه این‌که فکر کنی خسته‌ام،

نه این‌که تاب راه رفتن نداشته باشم

نه...

تا آخرش همین است

نگاهت

به لرزه‌ام می‌اندازد.    

 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 14:5 توسط فو |



 



Design by : Night Skin